الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
228
الغدير ( فارسي )
در حديث داشته و پس از انديشهء فراوان و بالا و پائين نگريستن بسيار ، دنبالهء كار را گرفته و اين دسته حديثها را به 104 شماره رسانيده و همه را در ص 59 تا 64 از « تاريخ الخلفاء » آورده است . و هم گويند كه ابوبكر 142 حديث گزارش كرده كه بخارى و مسلم در بازگوگرى 6 از آن ميان همداستانند چنانچه يازده تا از آنها را نيز تنها بخارى گزارش كرده و يكى را تنها مسلم ( 1 ) . و پژوهشگران را مىرسد كه در زنجيره يا در زمينه و مايهء بسيارى از آن حديثها به چون و چرا نشينند چرا كه پاره اى از آن ميان را حديث نمىتوان شمرد بلكه سخنى است كه خود بوبكر بر زبان آورده همچون اين گفتار وى به دخترزادهء پيامبر - حسن درود خدا بر او - : پدرم برخى اين باد كه به پيامبر مىماند و به على ماننده نيست . و اين گفتار وى : پيامبر خدا در كار جنگ به مشورت پرداخت . و اين گفتار وى : برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - شترى به بوجهل ارمغان داد . و پاره اى ديگر از آن ميان را نيز در هنگام داورى بايد ساختگى شمرد ، يا با نامهء خداوند و برنامهء پيامبر ناسازگار است يا خرد و منطق و طبيعت ، دروغ بودن آن را در مىيابد همچون اين سخنان كه از زبان وى بر فرستادهء خدا بستهاند : 1 - اگر من در ميان شما برانگيخته نمىشدم البته عمر برانگيخته مىشد . 2 - خورشيد بر هيچ مردى بهتر از عمر نتابيد 3 - اگر زندگان بر مرده بگريند آب جوشان دوزخ بر وى ريخته مىشود 4 - داغى دوزخ بر پيروان من بيش از گرماى گرمابه نيست كه فراز نخست زنجيرههاى چندى دارد كه هيچ كدام درست نيست ، زنجيرهء نخستين از پسر عدى است و ميانجيان گزارش آن :
--> ( 1 ) ن - « شرح رياض الصالحين روشنگرى بوستانهاى شايستگان » از صديقى ج 2 ص 23